نتایج جستجو برای عبارت :

مهمان ناخوانده

ترسم به عجز حمل نمایند وگرنه من
شرمنده میکنم ز تحمل زمانه را (صائب)
شاد میبینم 
تو و دنیای تو را 
آن زمان که خبر مرگ مرا میشنوی 
من دلم خوش به همین شادی توست (خودم )
طوقی ناخوانده  مهمان امروز صبح حیاط خانه بود 
انگاری خبری آورده بود 
آمده بود تا مرا یاد......
طوقی مهمان
خیلی ناز و دوست داشتنی بود  
عید امسال با مهمانی نا خوانده..
کم کم به لحظات پایانی سال 1398 نزدیک می شویم.
یک سال دیگر با فراز و نشیب ها،تلخی ها و شیرینی ها و غم ها و خوشی هایش گذشت...
اما امسال عیدی متفاوت در پیش خواهیم داشت؛عیدی با مهمانی ناخوانده که وجودش خوشایند نیست...
اما خب این نیز بگذرد...
بودند کسانی که عید سال گذشته را با خانواده خود به خوشی سپری می کردند اما حال درگیر مهمان نوازی این مهمان خوفناک شدند و هم اکنون زیر خروار ها خاک آرمیده اند...
این نیز بگذرد...
کاش کمی رعا
یکی مهمان ناخوانده ز هر درگاه رانده سخت وامانده رسیده نیمه شب از راه ‚ تن خسته ‚ غبار آلود نهاده سر بروی سینه رنگین کوسن هایی که من در سالهای پیش همه شب تا سحر می دوختم با تارهای نرم ابریشم هزاران نقش رویایی بر آنها در خیال خویش و چون خاموش می افتاد بر هم پلکهای داغ و سنگینم گیاهی سبز میرویید در مرداب رویاهای شیرینم ز دشت آسمان گویی غبار نور بر می خاست گل خورشید می آویخت بر گیسوی مشکینم نسیم گرم دستی حلقه ای را نرم می لغزاند در انگشت سیمینم لب
با عصبانیت و خستگی مفرط از کلاس رسیدم. متوجه شدم ولوله خاصی در افراد خانواده است. همه آماده میشدند که مهمان برایشان بیاید. من تیره بخت هم با همان دهان باز و یک سر و هزار سودا میان خانه قد علم کرده بودم!
خبردار شدم یکی از آشناها که از قضا خوزستانی هستند به اصفهان آمده اند و امشب مهمان ما هستند. 
خانه را به هم ریختم که چرا بدون هماهنگی با من؟ چرا به من خبر ندادی؟ من کلی کار دارم، من که بیکار مهمونی نیستم و...
مهمان ها رسیدند...
از همان اول لب همه شان ب
تعارف با کرونا مهمان نوازی نیست!
 
 تعارف و مهمان نوازی در خلق و خوی ما ایرانیان نهادینه شده است به طوری که اکثر سیاحان و ایران شناسان غربی نیز بر آن صحه گذاشته ، این دو را از خصایص نیکوی ایرانیان برشمرده اند . 
 
با وجود پسندیده بودن تعارف و مهمان نوازی در زندگی روزمره اجتماعی مورد نخست یعنی تعارف بعضا دردسر ساز شده و برخی آن را بویژه هنگام سوارشدن آسانسور مطلوب نمی دانند یا برخی به کنایه می گویند ایرانی ها در جلو درب منازل کلی به هم تعارف می
      گاهی وقت ها با خودم فکر می کنم: " آخر وبلاگ نویسی هم شد کار؟ عوض تلف کردن وقتت برای نوشتن این همه مطلبی که اصلاً معلوم نیست برای چه و برای که می نویسی و آنها که می خوانند اصلاً وجود خارجی دارند یا نه برو بچسب به کارهای واجبت که معطل مانده."
      به خودم می گویم: " باشد. تو راست می گویی. دیگر نمی نویسم."
ادامه مطلب
بهار آمده اما هوا هوای تو نیست
مرا ببخش اگر این غزل برای تو نیست
به شوق شال و کلاه تو برف می‌آمد...
و سال‌هاست از این کوچه رد پای تو نیست
نسیم با هوس رخت‌های روی طناب
به رقص آمده و دامن رهای تو نیست
کنار این همه مهمان چقدر تنهایم؟!
میان این همه ناخوانده، کفش‌های تو نیست
به دل نگیر اگر این روزها کمی دو دلم 
دلی کلافه که جای تو هست و جای تو نیست
به شیشه می‌خورد انگشت‌های باران... آه...
شبیه در زدن تو... ولی صدای تو نیست
تو نیستی دل این چتر، وا نخواهد
مرگ عجب موجود عجیبی است. آدم در تمام عمرش طوری زندگی می کند که انگار هیچ وقت قرار نیست بمیرد، با این حال یکی از بزرگترین انگیزه هایش برای زندگی همین مرگ است. بعضی از ما با یاد مرگ پر تلاش تر، سرسختانه تر و خشن تر زندگی می کنیم. آگاهی از مرگ به بعضی ها این تلنگر را می زند که نهایت لذت را از عمرشان ببرند، ولی برای بعضی دیگر چیزی جز عاطل و باطل نشستن و از مدت ها قبل چشم به راه این مهمان ناخوانده بودن به ارمغان نمی آورد. همه ما از آن می ترسیم، ولی خیلی
مرگ عجب موجود عجیبی است. آدم در تمام عمرش طوری زندگی می کند که انگار هیچ وقت قرار نیست بمیرد، با این حال یکی از بزرگترین انگیزه هایش برای زندگی همین مرگ است. بعضی از ما با یاد مرگ پر تلاش تر، سرسختانه تر و خشن تر زندگی می کنیم. آگاهی از مرگ به بعضی ها این تلنگر را می زند که نهایت لذت را از عمرشان ببرند، ولی برای بعضی دیگر چیزی جز عاطل و باطل نشستن و از مدت ها قبل چشم به راه این مهمان ناخوانده بودن به ارمغان نمی آورد. همه ما از آن می ترسیم، ولی خیلی
 
۱۷ نفر مهمان نوروزی این روزهایم کم بود که به لطف مسئولین امر ، و تلاش های بی شمار عروس و خواهر گرامیش و خواهر خودم 
۸  نفر دیگه امروز و امشب و تا پایان تعطیلات هفته قراره مهمان خانه ی ما باشند و دریغ از یک کمک از طرف میزبانان (عروس و خواهران)  :|
وسایل پذیرایی آماده ، لوازم و وسایل خواب آماده تر ، و مسئول پذیرایی هم که بنده باشم در حال آماده باش !
خودشون دعوت کردند و گفتند بیایند بعد برای اینکه خاطر ما مکدر نشود اجازه خشک و خالی در آخر از من و پدر
علت جوش زدن صورت چیست



آیا پوست صافی داشتید و الان جوش زدید شاید شما هم جزو آن گروه از
اشخاصی هستید که به محض خوردن گرمی جوش می زنید. جوش‌هایی که با خوردن برخی
مواد غذایی،از بین می روند یا بدتر می شود. شاید در  زمان گردش و مسافرت
کرم ضدآفتاب را از یاد برده اید یا آب و هوای آن شهر  با ذائقه تان جور در
نیامده باشد. در مورد این ‌مهمان‌های ناخوانده طب سنتی چه می گوید
ادامه مطلب
دیروز یک سطحی از میزبانی و مهمان‌نوازی رو مشاهده کردم که اصلا به عمرم ندیده بودم. 
فکر کن تو یه جلسه کاری حضور داشته باشی که یه مهمان از شهر دیگه هم باشه. بعد میزبان، وسط جلسه بگه فعلا اجازه بدین مهمان بیاد ناهارشو بخوره بعد ادامه بدین. و فقط اونو برای ناهار دعوت کنه و به بقیه بگه برین منزلتون ناهار بخورین و برای ادامه جلسه برگردین! :/
شدنیه اصلا؟ :/
ولی شد!
لذا ما با همکارا رفتیم آتیش زدیم به حقوقمون :/

+خیلی خسته‌ام. به نظرم میاد که لابد از لحاظ
حدود یکماهی هست مهمان ناخوانده ای وارد کشورمون شده
باعث شد مدرسه ها و دانشگاهها و بعدش مراکز و کلاسها و تفریح ها و پاساژها و ... یک به یک تعطیل بشن...
خیلی از کسب و کارها خوابید
خیلی از خریدها انجام نشد
مسافرت ها کنسل شد
جنسها تو انبار موند
بازار کساد شد
حوصله خیلیا سر رفت
قرنطینه رو نتونستن تحمل کنند
و ....
اما برعکس خیلیا هم این تعطیلی براشون فرصت بود برای خیلی از کارها
مطالعه، فیلم دیدن، انجام کارای هنری، در کنار خانواده بودن و....
و.....
خدا رو شک
برای دیدن ویدیو کلیک کنید
 
در این روزها که کرونا به یک مهمان ناخوانده تبدیل شده ،
و با توصیه پزشکان ، مردم به زدن ماسک توجه خاصی پیدا کردن ،
متاسفانه ماسک هایی که توسط تولید کنندگان تولید شده و میشود پاسخ گوی استفاده مردم نیست.
لذا مردم و مخصوصا خانم های خانه به ماسک پارچه ای روی آوردن.
چرا که این ماسک هم تهیه کردنشون ساده تر هست،
و هم اینکه این ماسک پارچه قابل شست و شوی هست.
 
حالا که در قرنطینه هستیم دوست دارم یک سخنرانی جالب را به شما معرفی کنم که با حال و هوای این روز ها هم متناسب است ،  در این سخنرانی می توانید کابرد های جالبی از نظریه گراف و احتمال را در به بزرگترین مسئله این روز های جهان ببینید، همچنین به عنوان بخشی از نتایج این مدل سازی ها می توان تعداد مبتلایان واقعی به این ویروس را در ایران تخمین زد.
توضیحات دکتر محمودیان:جلسه‌ی برگزارشده‌ی روز 7 اسفند در اسکایپ توسط یکی از دانشجویان حاضر با همان اپلیکیشن
از بزرگی پرسیدم چطور اصلا گناه نمی کنی؟
چگونه این قدر ارتباط تو با خدا قوی است؟
و از همه مهم تر چه کرده ای که بعد از حدود ۵۰ سال، همچنان اعتقادات تو پا برجاست؟
...
پاسخ زیبایی داد:
من همیشه فرض می کنم که در این دنیا مهمان هستم، چند سالی اینجا هستم و دیر یا زود خواهم رفت.
وقتی خود را مهمان بدانی، نه بدی می کنی، نه حرص می زنی، نه دیگران را اذیت می کنی
زنگ درخانه زده شدعین این آدمهایی که تاحالا صدای زنگ را نشنیده بودن چهارتایی به سمت آیفون رفتیمآخه ۳ روزه هیچ کس زنگ خونمون را نمیزنه من وهمسر قرنطینه وبچه ها هم چون ناقل هستن محکوم به ماندن درخانهچه چهره دوست داشتنی پشت آیفون بودمهمان ناخوانده ای با ماسک به دهان ....بچه ها باشتاب به سمت دررفتند درراباز کردند وعقب ایستادند که نکات بهداشتی را رعایت کننددایی جون بود البته تنهابرای بچه ها اسباب بازی خریده بودبرای ماهم قرص ودارو ویه سوپ خانگینم
بعضی‌ها خوش‌حال و بعضی‌ها هم ناراحت؛ بعضی در فکر تمام شدن مهمانی‌اند و بعضی دیگر چشم دوخته به عید آمده.
سال قبل را می‌دانستم که از افراد گروه اول بودم، از دو پستی که یکسال پیش در همین حوالی نگاشتم می‌گویم و البته آن حال خوشی که در آن مهمانی مبارک سال قبل چشیدم را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم. آن دو پست یکی شام غریبان اذان بود و دیگری خداحافظ ای عزیزتر از جانم .
امّا امسال ... نمی‌دانم در کدام دسته می‌گنجم! حال تشویش‌ناکی دارم و پریشان. 

پی‌نوش
مثل این که قسمت نمیشه ما یه سفر بریم که خیلی بهمون خوش بگذره! داستان از این قراره که ما از روز سه شنبه تصمیم گرفتیم که این تعطیلات رو بریم شیراز. آووکادو هتل رو رزرو کرد و منم دیروز کل وسایل و لباس هامون رو آماده کردم. قرار بود امروز صبح زود حرکت کنیم به سمت شیراز. تا این که دیشب آووکادو رفت باک بنزین ماشین رو پر کنه و تو همین فاصله و دقیقا ساعت 22:03 ،هستی خانم (از دوستان خانوادگی و تقریبا صمیمی!) با من تماس گرفت و گفت که فردا با شوهرش دارن میان ا
 روزی روزگاری در زیر آسمان آبی کلبه ی قشنگی بود که پیرزن مهربانی در
آن زندگی می کرد . پیرزن همیشه تنها بود . او روزها به کارهای خانه اش
رسیدگی می کرد و شب ها هم چون از تنهایی حوصله اش سر می رفت خیلی زود می
خوابید. یک شب آسمان ابری شد و باران تندی گرفت . پیرزن تنها که خیلی از
کارهای روزانه اش خسته بود رختخوابش را انداخت و می خواست بخوابد که صدای
تق تق در را شنید...
ادامه مطلب
سلام
یه 22 مرداد دیگه و یه سالگرد دیگه...
 
سالگرد امسال ولی خیلی جالب و متفاوت بود...
همون محل قرار اول... و دیدن آشنایی دوووور... از بیست سال قبل... به غایت آشنا و نزدیک... انگار که امروز...
 
و همه ی حضور در مکان رو به خودش متعلق کرد... و دقایقی خوشی سپری شد...
و در برگشت، مایحتاج جشن و مهمان ناخوانده و قصه های پیچیده ای که حکماً حکمتی دارند....
 
 
نهمین سالمون مبارک
عروسک دختر کوچک به مهمان گفت:میخوای عروسکهامو ببینی؟مهمان با مهربانی جواب داد:بله.دخترک دوید و همه ی عروسکهاشو آورد،بعضی از انها خیلی بانمک بودن دربین انها...یک عروسک باربی هم بود.مهمان از دخترک پرسید:کدومشونو بیشتر از همه دوست داری؟... و پیش خودش فکر کرد:حتما” باربی.اما خیلی تعجب کرد وقتی که دید.دخترک به عروسک تکه پاره ای که یک دست هم.نداشت اشاره کرد و گفت:اینو بیشتر از همه دوست دارم.مهمان با کنجکاوی،پرسید:این که زیاد خوشگل نیست!دخترک جواب د
کرونا گوش کن آمد بهاران
شد آتش بس از آن در خاک ایران
تو ناخوانده به ما وارد شدی ما
پذیرائی نموده از تو با جان
نثارت کرده ما بدها و بیراه
و نفرین را دسر بر آن فراوان
شد اکنون وقت رفتن موسم ترک
شب عید است و سرها در گریبان
قدم رنجه نمودی آمدی تو
شده پوشیده وضع نابسامان
بهانه شد که تا مانده به خانه
شود سختی بیرون رفتن آسان
تو اکنون هم بهانه هم کلاسی
شده ماسکت کراوات فقیران
سوپر ماسک دو فیلتر رنگ آبی
نشان ثروت است و پولداران
طلبکاری کجا جرات نماید
که
{سبک زندگی مهدوی - شماره 33}
 
اکرام مهمان
 
 در سبک زندگی مهدوی، زیبایی هایی است که در زندگی های معمولی کمتر پیدا می شود. مهدی یاوران وقتی زندگی خود را بر اساس آموزه های دین برنامه ریزی میکنند لذتی می برند که بسیاری از انسان ها از آن لذت محروم هستند.
در این نوع شیوه زندگی، به مهمانی دادن و محبت به مهمان توجه ویژه ای شده است و از طرفی به میزبان میگوید نگران نباش، روزیِ مهمان قبلا آماده شده است.
رسول مهربانی ها میفرمایند: «همانا مهمان با آمدنش، رو
رکود...وزنه ای هزارکیلویی که مثل مهمان ناخوانده ای از ناکجاآباد سر و کله اش پیدا میشود و بی اینکه منتظرش باشی غافلگیرت میکند...گاهی همان صبح کله ی سحر که آلارم گوشی ات زنگ میخورد و قرار است پر انرژی بیدار شوی و جلوی برنامه ی نوشته از شب قبلت تیک بزنی،و گاهی دم عصر...به خودت که می آیی،رکود را میبینی دستهایش را زده زیر چانه و زُل زده توی چشم هات و به ساعتت که نگاه میکنی زمان بی رحمانه گذشته و تو متوجه گذرش نشده ای...
نحسی سیزده را سعی کردیم به در کنیم
محو تماشایتان هستم؛ صبح و شب. و این مصراع حافظ در سرم می‌چرخد: ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی. محو تماشای خلقت تو و حیران توام خالق بزرگ. تو چقدر زیباآفرینی خدا... این دو فرشتهٔ کوچک، آنچنان مرا در بند عشق خودشان کشیده‌اند، که هیچ دست زمینی قادر به آن نبود... محو تماشایتان هستم؛ صبح و شب، بیداری و خواب
قبول میکنیم که بیماری مهمان خانه ما شده قبول میکنیم که این مهمان صاحب خانه هم شده ولی درد درد هیج وقت عادی نخواهد شد درد هیچوقت مهمان نخواهد شد دارم سعی میکنم یاد بگیرم وقتی خواهرم درد میکشد آرام باشم یاد میگیرم کنارش درس بخوانم درد که میکشد بخوابم میدانم اوج نامردیست ولی چاره چیست چکار میتوانی بکنی جز تسلیم شدن به چشمانش نگاه میکنم اشک می ریزد و تو فقط میتوانی نگاه کنی و هزار بار از تو فروبریزی از ناتوانی خودت سرش را میگیرد نگاهت می کند وتو
سیامک عباسی شب گذشته مهمان ویژه برنامه نوروزی شبکه دو سیما به نام «پل فروردین» به مجری گری ژیلا صادقی بود و آهنگ های تو رو دست دارم، ببین چقدر دوست دارم و عشق دور را در استودیو موسیقی این برنامه اجرا کرد که در ادامه می توانید مشاهده و دانلود کنید.
ادامه مطلب
سورک یکی از شهرهای کوچک مازندران است که عالی‌ترین شکل فرهنگ میزبانی و مهمان نوازی ایرانی را می‌توانید آنجا تجربه کنید.
  
اگر پای صحبت گردشگران خارجی که به ایران سفر کرده‌اند بنشینید، بدون استثنا ایرانی‌ها را با صفت “مهمان نواز”  معرفی می‌کنند. مهمان نوازی یکی از ویژگی‌های فرهنگی ایرانیان است که نقش  مهمی در صنعت گردشگری ما دارد. بسیاری از افراد برای لمس مهمان نوازی  ایرانی و تماشای رفتار فرهنگی ایرانی‌ها با گردشگران، تصمیم به سفر
ماه مبارک رمضان، بهار قرآن
خداوند همیشه سفره خود را پهن کرده است و ما
مهمان او هستیم و در این دو زمان و زمین ما را هم به ضیافت دعوت کرده است،
هم در ماه مبارک رمضان فرمود شما جزء ضیوف الرحمان هستید برای این زمان،
هم در سرزمین وحی فرمود جزء ضیوف الرحمان هستید، حاجیان و معتمران جزء
مهمانان خدا هستند اما هر مهمانی، هر دید یک بازدید هم دارد فرمود من شما
را به عنوان مهمان دعوت کرده ام؛ ولی شما اگر مرا دعوت کنید من می آیم من
منتظر میزبانی شما هستم.
اطلاعیه درباره برنامه های زمانبندی نیمسال دوم 98 (ترم بهار) دانشگاه های پیام نور :                                                                                                                                                                          مهمان دائم و یا موقت 
1398/10/02الی1398/11/21                                                                                                                                                 تغییر رشته
1398/10/02الی1398/11/21                                               
میگه :
عاشق شو ار نه روزی کار جهان سر آید
ناخوانده نقش مقصود از کارگاه هستی
بعد باز میگه :
پرسیدم از طبیبی احوال دوست گفتا
فی بعدها عذاب فی قربها السلامه
 
بعد من فکر میکنم، بلد نیستم عاشقی کنم. اما عمیقا دوست داشتن رو بلدم. و امیدوارم ملامت نیاد بعد از این کاری ک به انجامش تصمیم گرفتم. 
 
بعد باز تاکید می کنه:
دنیا وفا ندارد ای نور هر دو دیده...
دل شده مهمان عشق ، معجزه آغاز شد 
در شب پایان درد ، سوز دلم ساز شد 
از لب یارم رسید ، باز نویدی  
دگر 
کلبه ی احزان دل ، خانه ی دلباز 
شد 
از شب تارم گذشت ، ماه جهانتاب 
من 
نور به من هدیه داد ، مه رخ طناز 
شد 
بوی شقایق رسید ، باد صبا از 
کجا ؟!
از تن دلدار بود ، غنچه ی دل باز 
شد .
فصل خزانم تمام ، فصل جدایی 
ز غم ،
همدم شبهای من ، اله ای ناز
شد 
تا به فلک پر کشید ، عرصه ی سیمرغ دید،
بال خیالم کبود ، او پر پرواز  
شد 
میکده ها بسته بود ، ساغر من پر
عطش
هم اکنون ۸۳ کاشانه مهمان در سطح جزیره قشم فعالیت می کنند. این شهرستان شامل جزیره‌های قشم، هنگام و لارک با حدود ۱۵۰ هزار نفر جمعیت از تنگه هرمز به موازات ساحل استان هرمزگان به طول ۱۵۰ و عرض میانگین ۱۱ کیلومتر در میان آب‌های خلیج فارس گسترده شده‌است.
 
 
به گزارش ایرنا، مدیر میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری سازمان منطقه آزاد قشم عصر سه شنبه در گفتگو با خبرنگار ایرنا گفت: در این مدت همچنین ۱۴ واحد کاشانه مهمان به اداره اماکن نیروی انتظامی ق
قرار بود پُست جدیدم مرتبط با
نوشته قبلی باشد اما این متن، مهمان ناخوانده ای از ذهن ِپرکار ِناتوانم است ،
همانطور که اتفاقات ناخوانده اینروزها به زور_چَرب نشده ای آمد و فاصله انداخت بین
حال قبل و بعد ما .
کتابی میگفت ؛ رسانه ها خطرناک هستند. رسانه انچه را دوست دارد
و میل خودش است به تو نشان میدهند .
حالا میفهمم ؛ رسانه شاید با وسیله ی دروغ و سانسور هدفش را
توجیح کند اما حتما که آمار را از آن قسمت ِ موافق ِ حرفهایش اعلام میکند . 
رسانه های داخلی - ف
پست مهمان روشی است که توسط بلاگ نویسان و افراد متخصص در بازاریابی اینترنتی به منظور افزایش ترافیک سایت استفاده می شود. در واقع پست مهمان، مطلبی است که مدیر سایت آن را به جای اینکه در سایت خود قرار دهد، در بخش مقالات یا اخبار سایت های دیگران قرار می دهد و در عوض تنها چیزی که از آن سایت می خواهند، قرار دادن لینک سایت خود در مطالب و گرفتن بک لینک می باشد.
توجه داشته باشید که باید محتوای تولیدی شما به منظور پست میهمان باید آنقدر جذاب باشد که سایر س
خواستم از درسی که امشب گرفتم بگم...
وقتی قبل ازین که مهمون ها برسن همه چیز آماده و ما هم آماده رسیدن مهمونا یه لحظه با خودم فکر کردم که آیا وقتی یکی میخواد وارد قلبمون هم بشه از قبل دعوتش میکنیم ؟ برا اومدنش برنامه ریزی میکنیم؟
یا عر کسی از راه رسید در قلبمون رو به روش باز میکنیم و اجازه ی ورود بهش میدیم؟
و به خوبی ازش پذیرایی میکنیم همه ی وجودمون رو براش تعریف میکنیم باهاش گرم میگیریم و بعد مدتی که خسته شد بدون به جا آوردن حق مهمان پا میشه میره
سوء مصرف مواد می تواند رابطه ای را مانند میهمان ناخواسته وارد و از بین ببرد. بنابراین ، من استعاره "مهمان دعوت نشده دعوت شده" را انتخاب کرده ام تا دیالکتیک بین نفوذ ناخواسته و دعوت استقبال از سوء مصرف مواد را در یک رابطه صمیمی منعکس کنم. بعضی اوقات ، سوءمصرف مواد مانند میهمان ناخوانده وارد رابطه می شود. بارهای دیگر ، توسط یکی دعوت می شود ، و دیگری ناخواسته. با این حال بارهای دیگر ، هر دو دعوت شده اند. هرچند وارد شود ، مانند یک مهمان ناخواسته است
اگه اون کسی که مال شماست، شایسته شماست و شما شایسته اون هستین،
و اون "یه دونه" ای هست، که قرار بوده قسمت شما بشه، روبرو و سر راه شما قرار بگیره،
قلبتون آرام خواهد گرفت،
 
کاملا خودتون متوجه خواهید شد، که چه اتفاقی داره میفته.
 
بدون ترس، بدون خشم، بدون نگرانی از بابت ناراحت شدن یا از دست دادنش، بدون تحقیر شدن، بدون ترسیدن از اینکه نکنه دروغ میگه؟ نکنه بدقول باشه؟ نکنه بدذات باشه؟ نکنه سادیسم داشته باشه؟ 
باهاش دوست میشید،
 
قلبتون براش خواهد
تنهای تنهاشدعلی ازبعد زهرا/باچاه دارد دردل بسیارمولا/گشته فراق فاطمه هرلحظه جانسوز/شداشک چشمان علی راهی دریا/بهریتیمانش علی مرهم گذاراست/آرامش شیعه فقط این عشق آقا/دخت نبی مهمان بابادربهشت است/راحت شده از ظلم دشمن بهردنیا/رکن ولایت فاطمه درزندگانی است/سخت است بهرمرتضی مولای تنها/با یادمان فاطمیه زنده مانده/یک انتقامی سخت دارد سوی اعدا/دیگر علی همتا وغمخواری ندارد/یار ولایت گشته است مهمان یکتا/سوی بقیع وکربلاهم سوگوار است/او انتظاری میک
بی شک در لیست بهترین فیلم های 2019 چندین فیلم ترسناک هم به چشم می خورد. خزنده «Crawl» یکی از فیلم هایی است که طرفداران ژانر وحشت را خوشحال خواهد کرد.
لزوما تمام فیلم های ترسناک، نیازی به موجودات شیطانی و وقایع ماورا طبیعی ندارند و Crawl هم یکی دیگر از همین فیلم ها است که با تکیه بر اتفاقات واقعی موفق به خلق دقایقی شدیدا پرتنش و پراسترس شده است
داستان فیلم در مورد دختری است که پس از مطلع شدن از وقوع طوفان و سیل در منطقه فلوریدا و بدون توجه به هشدار های
 از فرداشبِ همان شبی که درباره ی شب تاب ها گفتم یکی یکی گم شدند!
از فرداشبِ همان شب، هر شب که می نشینم لب پنجره و پیِ شب تاب هایِ توی آسمان میگردم و بعد همین ها ک نزدیک ترند و در همسایگی، می بینم ک یک به یک دارند ناپیدا می شوند شب تاب ها! و هر شب کم رنگ تر می شود ردّ نورهای جامانده شان...
امشب توی پنجره های روبرویی دیگر خبری از شب تاب های طبقه ی چهارم و سوم ساختمان دست راست و پنجره سوم از سومین ساختمان دست چپ و حتی همین دخترک همسایه ی پنجره سوم از ساخ
یک امام جمعه شد مهمان عاشورائیان/همنشین با شهیدان درشب قدری عیان/حضرت خرسندرا خرسند رحمانی رسید/گوهرتقدیراو گشته شهادت درجهان/استجابت دردعایش زودمعنا گشته است/مثل مولایش علی پرزد بسوی آسمان/قاتلش چون ابن ملجم خنجراز رو بسته بود/شمرگونه باجنایت هست درخیل بدان/لیک اندر کازرون گشته عزایی بس بزرگ/درفراق یاررهبر چشمها شد بی امان/خوش بحال برشهیدان رهنمای عالمند/زمزم آمادگیها داده بر صاحب زمان/
مومن دراین ماه خدا مهمان رحمان میشود/ازسفره فیض وعطا بسیاراحسان میشود/برکت ورحمت جلوه گر در کوچه های بندگی/سختی مشکلها براو هرلحظه آسان میشود/تیرعبادت می خورد بر قلب ابلیس ستم/شیطان وهمدستان او محبوس وزندان میشود/وقت سحر افطار را نزدیک کن باعاشقی/فصل بهاری بردعا یاکل قرآن میشود/گنج ولایت شیعه راتا روضه رضوان برد/اندر شب قدرش نگرتقدیر انسان میشود/آیدنشان ازمهدی وروز ظهور حضرتش/آماده بهرمقدمش رهبر وایران میشود/
سلام شاید شما تعجب کرده باشین که من فامیلم هندی زاده هست و واقعا هم هندی هستم ولی هندی بلد نیستم وگرنه بهتون زبان هندی رو اموزش میدادم ولی حالا انگلیسی تدریس میدم بعد جریان این هندی جریانش این هست که یک هندی مسلمان نبوده است بعد از امام رضا خیلی تعریف میشنود بعد با یارانشون به مشهد سفر میکند و بعد به حرم امام رضا میرود و بعد این هندی عاشق امام ررضا میشود بعد خودشان را از یارانشان قایم میشود بعد در حرم خوابش میگیرد و بعد میخوابد یک خادم می اید
بسته پذیرایی همایش در تهران
بسته پذیرایی همایش در تهران را چگونه تهیه کنیم ؟
شما میتوانید با انتخاب مراسم خود و انتخاب اقلام این پک را با کیفیت ترین و شیک ترین پک ها مراسم خود را برگذار کنید .
در یک سمینار یا همایش اکثر میهمانان را در یک پذیرایی نسبت به پایان آن رویداد میبینیم . 
فرض بر این که پذیرایی یک اتفاق مناسب است. و مردم از پذیرایی همایش لذت می برند.
راه هایی برای پذیرایی از همایش و سمینار های
1. انتخاب سالن مناسب
شما سالنی که برای مهمان
نام کتاب : مهمان صخره هانویسنده : راحله صبوریانتشارات : سوره مهرتوضیحات : این کتاب خاطرات محمد غلامحسینی از سال «۱۳۵۲» است که به دنبال شغلی برای خودش می گشته و بعد از مدتی متوجه علاقه اش به خلبانی می شود ، این کتاب دارای «۳۷۲» صفحه می باشد و بخش پایانی کتاب مدارک و عکس ها خلبان غلامحسینی آمده است و مناسب گروه سنی ( د و ه ) استقطعه ای از کتاب :بار دیگر هواپیما چرخی زد و با شدت جی بعد را وارد کرد شدت جی به قدری بود که سرم رفت لای دو پایم ودر حالی که ا
شعر نقاش شهریار سراسر تعابیری است که اگر روزی می خواستم در مورد خودم بنویسم تک تک آن ها وصف الحالِ لحظه بود ..، 
نقش یک نبوغ ناکام.
من در شب یک غارِ هراس انگیزم ..
در سایه ی روشن شکوه و اندوه!
رنگ بهاری که جوانان آن را، از پشت در و شیشه ی زندان دیدند ..
یک ماه که از هلال خود تا به محاق، یک چشم به هم زدن رهایی از ابر نداشت!
یک نقش که در سینه ی نقّاشش مرد ..
یک راز که ناخوانده به گورش کردند
یک لاله ی وحشی که به چشم شهلا، یک چهره ز خود در آب و آیینه ندید ..
یک
شام غریبان فاطمه مهمان بابا میشود/امشب بهشت جاودان براو مهیامیشود/اینک به استقبال اوبنگر خدیجه آمده/زهرای اطهردائما محبوب یکتامیشود/مظلومه ای والاگهر گشته شهیدراه حق/حیدربرای دفن اودرشب چه تنهامیشود/برکودکان فاطمی داغ بزرگی میرسد/اشک یتیمان درغمش ماننددریامیشود/آن سرورانسانیت کوثرزقرآن خداست/درپشت درب خانه اش مجروح زهرا میشود/بهردفاع ازعلی شدجانفشان مرتضی/تاروزمحشراسوه ای درراه مولامیشود/شیعه بگوید تسلیت بر حیدر واولاداو/زیراشهاد
1398/01/01       01 : 28 : 27
ارغوان شاخه همخون جدا مانده من
 آسمان تو چه رنگ است امروز؟
آفتابی ست هوا؟
یا گرفته است هنوز ؟
من در این گوشه که از دنیا بیرون است
 آفتابی به سرم نیست
 از بهاران خبرم نیست
نفسم می گیرد
 که هوا هم اینجا زندانی ست
 هر چه با من اینجاست
 رنگ رخ باخته است
ارغوان
 این چه راز یست که هر بار بهار
با عزای دل ما می آید ؟
 که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است
ارغوان بیرق گلگون بهار
تو برافراشته باش
شعر خونبار منی
یاد رنگین رفیقانم را
 ب
سال 98 است و من هنوز اینجا را دوست دارم.. هنوز رمز ورودش رابه یاد دارم وهنوز سر میزنم و کامنت دونی اش را چک میکنم وهنوز بعد از همه ی نوتیف های اپلیکیشن هایی که برایم عزیز بوده اند و فعالشان گذاشته ام این شماره ی کامنت ناخوانده ی وبلاگ من را به وجد می آورد. هنوز بر میگردم و مطالب ده سال پیشم را می خوانم و از بچگی و سادگی ها و جو زدگی ها و البته زلالی ان موقع خنده ام میگیرد و گاهی هم یخ میکنم و به این فکر میکنم که ده سال بعد با ید به امسالم بر گردم و چه
بیوگرافی و زندگینامه لیلا هازال کایا
بیومیو : هازال کایا به ترکی Hazal kaya در یک خانواده طبقه بالا در شهر غازی عینتاب ترکیه در ۱۰ اکتبر ۱۹۹۰ به دنیا آمد. او در دبیرستان ایتالیایی در استانبول درس خواند و در سال ۲۰۰۹ فارغ التحصیل شد. او هم اکنون در استانبول درس می خواند. پدر و مادرش هر دو وکیل هستند و وقتی او هفت ساله بود از هم جدا شدند. او به عنوان یک کودک هفت ساله که ویولن و باله می آموخت به دنیای هنر وارد شد. او همچنین عاشق رقص تانگو است و دوست د
یعنی واقعاً شما هیچ‌وقت خواب‌های‌تان را به خاطر نمی‌آورید؟ تمام طول روز گوشه‌ای از ذهن‌تان نمی‌ماند؟ هرروز که نه؛ ولی لطفاً بگویید که هرچند روز یک بار، ماهی یک بار، دست کم سالی یک بار که چنین می‌شود. یعنی شما خبر فوت مادربزرگ‌تان، رتبۀ کنکورتان، عروسی عشق‌تان، مهمان‌های ناخوانده، گرفتاری فلان دوست و خیلی اتفاقات مهم و غیرمهم دیگر را اول از خواب‌های‌تان نگرفتید؟ حالا این‌ها به کنار، یعنی خواب‌های کودکی‌تان را مانند خاطرات بیدا
چند روز به روضه مونده و هزینه کمی برای برگزاری روضه داریم 
ولی من و همسرم دوست داریم روضه مادرمون  به خوبی و باتشریفات برگزار بشه ..
آقا محمد با نگرانی بهم گفت:دوست دارم روضه امسال مثل پارسال با تشریفات برگزار بشه . بهش گفتم فکر می کنی پارسال هزینه روضه را تو دادی یا خود مادرمون . گفت  این حرفتا می دونم  ولی... 
ولی نداره خوده مادرمون  شخص می کنه روضمون چه طور برگزار بشه ،
من باور دارم که میزبان این مهمانی حضرت زهراست . و ما  افتخلر نوکری پیدا کر
شبهای جمعه فاطمه مهمان دشت کربلاست/باگریه های دائمی دارالشفای نینواست/گویدحسین تشنه لب باشد غریب درجهان/محبوب قلب شیعیان ازاهل بیت مصطفاست/کم کم زمان منتقم آیدکه غوغایی کند/دربین خوبان جهان مولاولی آشناست/عباس اودرعلقمه ترسیم کرده عشق را/بهرظهور یوسفش آدینه هاوقت دعاست/دین ودل واشک بصرباعشق معنا میشود/زینب برای کربلا بانوی عشق ودلرباست/همراه زهراگریه کن مشمول رحمت میشوی/آنجا حریم اهل دل آن نردبان تا خداست/مهدی زشور نینوا آید به گلبانگ
به وسعت کتابای خریده شده اما ناخوانده قسم! :|
که دلاشفت واااقعا نیاز داره یکی رو ببینه و خودشو سر ریز کنه بهش
اما حیف قرنطینه این روزا نمیزاره..
حس میکنم شاید جزو ادمایی که میتونه بدون حرفای خرافاتی
یا شایدم عجیب غریب راه درستو نشونم بده!
اما خب لعنت ب کرونای لعنتی:))))
البته گاها وقتی ی چیز جور نمیشه میگم شاید حکمته! اما خب انصافاً سخته ک واسه همه چی دارم میگم حکمته:/
اما خب تنها راه آروووم شدنم همین کلمس:|
وگرنه کلم پر سواله!
و پررر ابهام های جور و
همره خلوت شب آمده ای باز
در دیده دارم شعر باران
ابر بهاران یاد یاران
یاد رخسار تو خورشید دلم شد
مهمان چشمم رویای تو
در باغ جانم آوای تو
از نگاه تو صبا مژده ها دهد
بر زلال آب چمن بوسه ها زند
مرغ سپیده خوش می سراید
نرم و سبک بال پر بگشاید
مثل نسیمی بر موج آ
مثل پریدن پرواز خواب
همه جا رنگ سحر چهره نموده
آبی و دریا در جان هم
ابر و سپیده پنهان هم
به تماشای تو گل سینه گشوده
در دفتر عشق طرحی دارم
رنگ زمان را شرحی دارم
همره خلوت شب آمده ای باز
در دیده دار
دل شده مهمان عشق ، معجزه آغاز شد 
در شب پایان درد ، سوز دلم ساز شد 
از لب یارم رسید ، باز نویدی  
دگر 
کلبه ی احزان دل ، خانه ی دلباز 
شد 
از شب تارم گذشت ، ماه جهانتاب 
من 
نور به من هدیه داد ، مه رخ طناز 
شد 
بوی شقایق رسید ، باد صبا از 
کجا ؟!
از تن دلدار بود ، غنچه ی دل باز 
شد .
فصل خزانم تمام ، فصل جدایی 
ز غم ،
همدم شبهای من ، اله ای ناز
شد 
تا به فلک پر کشید ، عرصه ی سیمرغ دید،
بال خیالم کبود ، او پر پرواز  
شد 
میکده ها بسته بود ، ساغر من پر
عطش
حالا دیگر موقتی بودن و گاه‌بی‌گاه‌ی تبدیل به عادت زندگی من شده. چیزی که هر روز مرا با واقعیت زنده بودن‌م مواجه میکند پ هر روز مرا میترساند.
کسی جایی نوشته بود « این فقط از دست دادن هاست که ترس از دست دادن را تحمل کردنی میکند.» وقتی هر روز به از دست دادن نظم زندگی خود فکر میکنم، شگفت زده میشوم. من‌ای که در عمرم نتوانسته بودم حتی -یک- عادت روزمره بسازم، حالا باید در بی عادت ماندن خود، رایج باشم. باید به خوابیدن در یک اتاق با دختر ترکیه ای و دختر
 
...
ناخوانده آمدی
تو ای بلای چین
من از تو درسهای فراوان گرفته ام !
 
حقا که فهمیدم
خدا را شکر دیگر من
صدها هزاران نعمت مجهول و مبهم را
 
دیدم همه
غرقیم در نعمت نمیدانیم
بین حصار نعمت و غافل به آن هستیم
 
فهمیده ام کرنا
تو خود هم عبرتی و نعمتی بودی
تدریس کرده درسی آخر میروی زودی
 
در حیرتم
غافل چرا بودم من از این ها
آیا سزاوار است درسم می دهد کرنا !؟!
 
آموختم حالا !
تمام دست دادن ،
دیده بوسی ، رفت و آمدها
فشردن های در آغوش ، مهمانی در شبها 
 
امسال اولین تابستانی نیست که مهمان‌دار شده‌ام اما اولین تابستانی است که همراه با علی و مقتضیات همراهی‌اش باید پذیرای مهمان‌ها باشم. مهمان‌های هرساله‌ام مامان و بابا بودند که یا من یادم رفته است اولین باری که مهمان‌مان شدند اوضاع چه طور بود یا ناخودآگاه با نظم ذهنی و مدل من سازگارتر بودند.
مهمان‌های امسالم را خیلیی دوست دارم. چندین سال است که منتظر آمدن‌شان هستیم و لبخند رضایتی که روی لب های محمد است بیش از هر چیزی به من آرامش می‌دهد.
رنج + رنج + رنج +... 
حاصل عبارت بالا چیه؟
دوستی دارم که مدتیه درگیر بیمارستان و آزمایشگاه و رادیولوژی و این دکتر، اون دکتره. تازه یکی از پزشکا تشخیص وجود غده ی احتمالا خوش خیمی در بدنش داده. تلفنی جویای احوالش شدم. با کمال خونسردی درباره ی محل دقیق غده، جنسش، نادر بودنش و همه ی جزییات مهمان ناخوانده ی درون بدنش صحبت میکنه. تلاش می کنم جلوی بغضم رو بگیرم و بگو بخند کنم. موضوع گفتگو رو عوض میکنم و از کسب و کاری که سالهاست درگیر راه اندازیش هستن می پ
این هفته یه مهمان بزرگ داریم خونمون ..
مهمانی که دلیل خلقت این عالم هستی است
مهمانی  که خدا به حضرت محمد درموردش فرمود 
ای محمد اگر تو نبودی افلاک را نمی افریدم اگر علی نبود تو را نمی آفریدم و  اگر فاطمه نبود شما دوتن را نمی آفریدم 
مادرمون حضرت فاطمه دلیل خلقت علم هستی است 
وایی چقدر من خوشبختم . 
یعنی خوشبختی بیشتر از اینه که  مادری داشته باشی 
که تمام عالم هستی برای او آفریده َشده باشه 
پس اگه این دنیا برای مادرمون آفریده شده،ایشون همه کا
دیشب داشتم به برنا می‌گفتم که "یادته ۲ ماه پیش چه دغدغه‌هایی داشتیم؟! چه چیزایی که برامون وجودشون بدیهی بود، چه چیزایی که تلاش می‌کردیم بدست بیاریم، چه چیزایی ناراحتمون می‌کردن!!"خنده داره! انقدر خنده دار که بعد از گذشت حدود ۷۰ روز از فوت پونه، آرش، نیلوفر و بقیه‌ی آشناها و غریبه‌های اون هواپیمای لعنتی، برای اولین بار به خودم اومدم و دیدم که سه-چهار روز شد که دلتنگشون نشدم! بهشون فکر نکردم! باهاشون حرف نزدم....#هرم_مازلو!توی این روزا که عمو
جناب آقای ................. 
ریاست محترم دانشگاه .................   

با سلام و عرض احترام 
بدینوسیله اینجانب دانشجوی ورودی مهر ماه سال .................
 به علت اینکه پس از قبولی در دانشگاه و شروع دوران دانشجویی خود
متاهل گردیده و محل اشتغال دائم همسرم در شهر ................. است،
تقاضای حضور به عنوان دانشجوی میهمان به مدت .................  به
دانشگاه .................  را دارم. البته مشکلات دیگری از جمله
مشکلات (مالی، اجتماعی، خانوادگی و  فوت یکی از اقوام درجه اول) نیز
در این بین
The
little girl doll told the guest, "Do you want to see your bride?" The
guest replied kindly, "Yes. Lady ran and brought all his dolls, some of
them very cute among them ..."There
was a Barbie doll. She asked the girl what they loved most of all ...
and thought to herself: Barbie, sure. But she was very surprised when
she saw. Grabbing a piece of doll that was a hand. He
said: "I love it most of all." Curiously, he asked: "It's not too
beautiful!" The little girl replied: "If I do not like her, I do not
have any other icons to play with her and love her, Breaking down ...
به نام اواز اون شب هایی که کلی با مامان حرف زدم ؛ بود.
امروز صبح رسیدم خونه و نهار رو پیش مامان جون بودم با حضور مهمون های ناخوانده ی ناخوشایند!
بعدازظهر دنبال کار های تولد و شب تولدم بود با چند روز تاخیر و البته تولد مهسا.
پارسال،فردای امروز رسیده بودم تهران ک دیدم مامان اینا اونجان و جشن گرفته بودیم و بررسی مسائل علمی میکردم بعدش تنهایی در شب!
امشب ک اومدیم خونه،بابا و محمد خوابیدن و من و مامان تو اتاق نشستیم و حرف زدیم.از خودم،مشکلاتم،دغدغه
​مدتیه یه فرضیه‌ای به ذهنم راه پیدا کرده از این قرار که یه سری از کتاب‌ها راه‌شون رو به‌سمت‌ خوانندۀ خودشون پیدا می‌کنن. حالا جرقه‌اش چطوری زده شد؟ والا اواخر بهمن‌ماه بود که پاشدم رفتم کتاب‌فروشی محله که یه مجموعه شعر از شاملو و رگتایم از دکتروف و نظریه‌های رمان از مجموعۀ مؤلفان رو بخرم. وقتی رفتم بخش اشعار نظرم عوض شد و به‌جای اولی انقراض پلنگ ایرانی با افزایش بی‌رویه‌ی تعداد گوسفندان از مهدی موسوی رو گرفتم، دومی و سومی رو ه
در رابطه با موضوع حالت مهمان,شاید در بین دوستانتان هستید و یکی از دوستانتان برای چند لحظه گوشی شما را از شما بخواهد و این امکان وجود دارد که شما دوست نداشته باشید گوشی خود را به آن بدهید در این بین اگر شما نخواهید که گوشی خود را بدهید قطعا دوستتان ناراحت میشود پس باید چه کاری انجام بدهید تا کسی که از شما گوشیتان را درخواست کرده ناراحت نشود؟در میبایل راه حلی برای این موضوع یافته ایم با ما همراه باشید...
ادامه مطلب 
 
بروز آکنه
صورت عوامل مختلفی دارد، خرابی و پوسیدگی دندان نیز یکی از اصلی‌ترین دلایل ایجاد
آکنه پوستی است.
 
به نقل از stonodentalcare،
کارشناسان در جدیدترین پژوهش‌های خود دریافتند ارتباط مستقیمی بین سلامت و بهداشت
دهان و دندان و بروز آکنه صورت وجود دارد.
 
اهمیت به
بهداشت و سلامت دهان و دندان، مسواک زدن به موقع دندان‌ها، مصرف مواد خوراکی سالم،
استفاده از نخ دندان و مسواک بین دندانی برای استحکام و سلامت لثه ودندان‌ها افزون
بر ایجاد سلامت سبب جل
رئیس جهاد کشاورزی آب پخش گفت:جمعیت میلیاردی ملخ های صحرایی از امارات و عربستان به سمت جنوب کشور مهاجرت کرده اند و اگر بدرستی با آنها مقابله نشود تا 5 سال مهمان ما خواهند بود.
به گزارش سفیر جنوب؛مهندس محمد اسماعیل شفیعی در نشست شورای اداری بخش آب پخش اظهار داشت:جمعیت میلیاردی ملخ های صحرایی از امارات و عربستان به سمت جنوب کشور مهاجرت کرده اند و اگر بدرستی با آنها مقابله نشود تا 5 سال مهمان ما خواهند بود.
ادامه مطلب
دیشب مهمان بودیم 
یک زن خوب دارد پسرعموی شوهرم ...یک زن تمام عیار
یک مشعله خوب هم یکی از حضار مهمانی داشت یک مشعله تمام عیار... و آن این که دختران و پسران را برای ازدواج به هم معرفی می کرد
زن خوب مهمانی در حینی که مشعله خوب مهمان داشت غلغل می زد و برای پسری از اقوام دست به کار شده بودند انواع دخترها را از توی گوشی با مشخصات و تیپ و ترتیب و قیافه برانداز می کردند حرگت شیرینی کرد:
رو به همسرش گفت: عزیز تو دختری چیزی نمی خوای!
نه که دخترهای لیست زیاد بو
بازآمدم چون عید نو، تا قفل زندان بشکنموین چرخ آدم‌خوار را، چنگال و دندان بشکنم
از شاه بی‌آغاز من، پران شدم چون باز، منتا جغد طوطی‌خوار را، در دیر ویران بشکنم
ز آغاز عهدی کرده‌ام، کاین جان فدای شه کنمبشکسته بادا پشت جان، گر عهد و پیمان بشکنم
امروز همچون آصفم، شمشیر و فرمان در کفمتا گردن گردن‌کشان، در پیش سلطان بشکنم
روزی دو باغ طاغیان، گر سبز بینی غم مخورچون اصل‌های بیخشان، از راه پنهان بشکنم
چون در کف سلطان شدم، یک حبه بودم کان شدمگر در
دانلود پاورپوینت مطالعات هتل اقامتی
اهداف در طراحی طبقات اتاق‌های خواب 1- نورگیری 2- جهت باد 3- دیدن احتمالی اتاق‌های مهمان 4- محل استقرار ساختمان به نحوی که از خیابان دیده شود. 5- جلوه نسبی ظاهر بنا و هزینه‌ی ساختمانی انواع ترکیب‌های مختلف برای اتاق‌های خواب ملاحظات در طراحی طبقات 1- طرح باید طوری سازماندهی شود که اتاق‌های مهمان حداقل 70 درصد از زیربنای ناخالص طبقات را اشغال کند. 2- آسانسورها و ...
دریافت فایل
سلام
شنبه شب بود، رفته بودیم برای نماز مغرب و بعدش تو حیاط حرم، کنار یکی از دوستان همراهمون نشسته بودیم به گب زدن.... همسر زنگ زد که باشو بیا بریم برای شام! بعد آروم گفت غذای حضرتی بهمون دادن!!!
سه رو آخر سفرمون رو مهمان یه اردو بودیم. دوستان داخل اردو گفته بودن یه وعده غذای حضرتی خواهیم داشت، اما مسیول گفته بود اسم شما جزو لیست غذا نیست :( و ما هم دل کنده بودیم!
حالا زنگ زده بود و دو تا برگه ی غذای حضرتی برامون آورده بود.... فکر کردیم باید بریم صحن آز
طبق اعلام رییس اتحادیه نمایشگاه داران و فروشندگان خودرو تهران، ویروس ناخوانده، بازار شب عید خودرو را برهم زده و میزان معاملات را به صفر نزدیک کرده است و باتوجه به اینکه عرضه و تقاضا همیشه تعیین کننده قیمت‌هاست، تا زمانی که تقاضا در بازار وجود ندارد، روند قیمتی خودرو هم نزولی خواهد بود.
ادامه مطلب
روزی ملا نصرالدین در خزینه حمام به خواندن پرداخت. آواز خود را بسیار نیکو و شیرین یافت. پس به نزد حاکم رفت و به او گفت هر آینه مهمان گرانقدری داشتی مرا خبر کن تا از آواز ملکوتی خود وی را مستفیض گردانم.
بعد از مدتی چند نفر مهمان حاکم شدند و حاکم خواست تا بساط سرور آنان را مهیا کند پس یاد ملا افتاد و به نوکرانش دستور داد تا وی را حاضر کنند.
ملا که آمد به وی گفت: بخوان.
ملا گفت: فرمان بده تا خزینه ای بیاورند.
حاکم گفت مردک چطور اینجا خزینه مهیا کنم؟ پس
تنهایی که این روزها نه تنها دختران و زنان جامعه را فرا گرفته است، که مردان نیز به آن مبتلایند؛ و گریزگاهی که تنها رفتن به سوی تنهایی دیگر است که گاه اشتباهی، به جای برون آمدن از تنهایی، در آغوش تنهایی تنهاتری فرو می‌روند.
انتشار: پیام‌خبر (یادداشت) - پیام‌خبر (عکس) -
ادامه مطلب
روزی ملا نصرالدین در خزینه حمام به خواندن پرداخت. آواز خود را بسیار نیکو و شیرین یافت. پس به نزد حاکم رفت و به او گفت هر آینه مهمان گرانقدری داشتی مرا خبر کن تا از آواز ملکوتی خود وی را مستفیض گردانم.بعد از مدتی چند نفر مهمان حاکم شدند و حاکم خواست تا بساط سرور آنان را مهیا کند پس یاد ملا افتاد و به نوکرانش دستور داد تا وی را حاضر کنند.ملا که آمد به وی گفت: بخوان.ملا گفت: فرمان بده تا خزینه ای بیاورند.حاکم گفت مردک چطور اینجا خزینه مهیا کنم؟ پس مل
عشق، بردگی نیست. از همسرمان توقع نداشته باشیم که اگر من را دوست دارد، در برابر هر خواسته من بگوید: چشم!این بردگی است. می‌خواهی برده‌داری کنی یا همسرداری؟ می‌خواهی در خانه‌ات کُلفَت داشته باشی یا خانم؟کُلفَت، همسر نیست!نوکر، هم همسر نیست!همسر خوب این نیست که هرچه تو بگویی، بگوید:چشم! همسر خوب آن است که دیدگاهش را محترمانه به شما بگوید، شما هم گوش کنید و باهم به توافق برسید.⛔️ برده‌داری نکنیم...➖برده‌داری ما را به هیچ‌جا نمی‌رساند.نه ک
چشم روشنی: قصه یک زندگی شیرین
چشم روشنی ، کوثر لک، نشر شهید کاظمیبریده ای از کتاب:همان اول زندگی فهمیدم به اندازه ی فامیل هایم او دوست و آشنا دارد.با اینکه آن زمان بیست و چهار پنج سال بیش تر نداشت، هر شب مهمان داشتیم و برایمان کادوی عروسی می آوردند.یک شب که مادرم آنجا بود گفت که زشته مهمان ها شام نخورده برن، نگهشون دارید. مادر رفت سراغ مرغ پختن ، من هم با اعتماد به نفس رفتم سراغ برنج و قابلمه. پلویی پختم که توی تارییخ ثبت شد. دانه های برنج طوری ب
دیشب وقتی رسیدیم نان تازه به دست داشت از پله‌ها بالا می‌آمد. با اینکه نزدیک اذان بود و شواهد نشان می‌داد که نانوایی شلوغ بوده، با لبخند پهنی از همان پایین پله‌ها به همه‌مان سلام بلندی داد و تا چشمش به سفرۀ افطار افتاد گفت "به‌به عروس‌ها چه کردید!" (در حالیکه فقط سبزی و گوجه و خیار گذاشته بودیم و اصلاً کار سخت و پیچیده‌ای نبود). به تک‌تکمان با اسم، خوش‌آمد می‌گفت و رو به پسرک می‌گفت، "هیچ‌جا نونای مادر جونت رو نداره. هر جا رفتی، افطارها ر
ظاهرا کرونا بعنوان مهمان ناخوانده این روزهای دنیا قصد ندارد به این زودی جایی برود و هر روز شاهد اخبار مهمی پیرامون این اتفاق نامیمون هستیم. در آخرین رویداد مسئولین برگزاری بدلیل ترس از شیوع و گسترش این بیماری از برگزاری آن منصرف شدند.نودمین دوره نمایشگاه خودروی ژنو قرار بود از روز دوشنبه و با برگزاری مراسم اعطای جایزه خودروی سال شروع شود و روز سه‌شنبه نیز خبرنگاران حوزه خودرو از این نمایشگاه بازدید کنند. تمامی تلاش‌ها، زمان و هزینه‌ی صر
ظاهرا کرونا بعنوان مهمان ناخوانده این روزهای دنیا قصد ندارد به این زودی جایی برود و هر روز شاهد اخبار مهمی پیرامون این اتفاق نامیمون هستیم. در آخرین رویداد مسئولین برگزاری بدلیل ترس از شیوع و گسترش این بیماری از برگزاری آن منصرف شدند.نودمین دوره نمایشگاه خودروی ژنو قرار بود از روز دوشنبه و با برگزاری مراسم اعطای جایزه خودروی سال شروع شود و روز سه‌شنبه نیز خبرنگاران حوزه خودرو از این نمایشگاه بازدید کنند. تمامی تلاش‌ها، زمان و هزینه‌ی ص
مرا خویی است که نخواهم که هیچ دلی از من آزرده شود. این‌که جماعتی خود را در سماع بر من می‌زنند و بعضی یاران ایشان را منع می‌کنند، مرا آن خوش نمی‌آید. و صد بار گفته‌ام برای من کسی را چیزی مگویید. من به آن راضی‌ام و آخر من تا این حد دلدارم که این یاران که به نزد من می‌آیند، از بیم آن که ملول نشوند، شعری می‌گویم تا به آن مشغول شوند، و اگر نه من از کجا شعر از کجا؟
واللّه که من از شعر بیزارم، و پیش من از این بَتَر چیزی نیست! هم‌چنان است که یکی دست در
ارسال پست مهمان مهمترین استراتژی برای افزایش میزان خواندن وبلاگ شما است.
پست مهمان چیست؟
“پست مهمان” به معنی نوشتن و انتشار مقاله در وب سایت یا وبلاگ شخص دیگر است.برخی وب سایت ها این امکان را در سایت خود ارائه می دهند. و آن را در وبلاگ های دیگر با مخاطبانی که می خواهند با آنها صحبت کنند، انجام می دهند. این یک راه عالی برای ارتباط با خوانندگان جدید و نشان دادن نام شما است.سه دلیل وجود دارد که پست مهمان چنین استراتژی کلیدی برای هر وبلاگ نویسی ب
از بچگی آرزو داشتیم یک بار هم که شده یک جایی نقش مهمان را داشته باشیم 
خیلی خانمانه دعوتمان بکنند بعد برایمان سفره بیندازند بعد هم ما عقب بنشینیم و آنها سفره را جمع کنند بعدش یک لیوان نوشیدنی خنک بیاورند اگر هم هر از گاهی از سر تعارف خواستیم بلند شویم و کمکی بکنیم به زور سر جایمان بنشاننمان و بگویند اِوا خاک عالم شما مهمانید 
بچه که بودیم اگر جایی میرفتیم مهمانی بعد از غذا مادرمان با چشم و ابرو میفهماند که پاشو سفره را جمع کن ظرف ها را بشور ص
شامگاه پنجشنبه 21 اردیبهشت 96 برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری ساعت 21 روی آنتن شبکه نسیم رفت. مهران مدیری برنامه را با موضوع بهداشت و سلامت آغاز کرد.
 
رویا تیموریان بازیگر خوب کشورمان مهمان برنامه دورهمی بود. رویا تیموریان بعد از سلام و احوال پرسی از مهران مدیری و برنامه دورهمی تقدیر و تشکر کرد.
مهران مدیری اولین سوالش اینگونه مطرح کرد ، در بچگی شیطون بودید و الان خیلی آروم شده اید؟ رویا تیموریان گفت :بله در بچگی خیلی شیطون بودم و کارها
این
تخت تا شو مکانیزمی ساده دارد. یک فریم نفری و تاشو با تشکی انعطاف پذیر
کلیت این تخت را تشکیل می‌دهند. این تخت تاشو خصوصا برای دانشجویانی مناسب
است که مدام در حال نقل از این سوییت به آن سوییت هستند. خانواده‌هایی که
مهمان‌های زیادی دارند نیز می‌توانند چند تا از این تخت‌های تاشو را در
خانه داشته باشند تا در هنگام خواب مهمان‌ها مشکل کمبود رخت خواب و جای
خواب نداشته باشند.
همانطور که می‌بینید وقتی این تخت تا می‌شود، جای
بسیار کمی می‌گ
تو آن شعری که منجایی نمی خوانمنپرس اما؟چرایش را نمی دانم.. . 
تن یخ کرده، آتش را که می بیند چه می خواهد؟
همانی را که می خواهم، ترا وقتی که میبینم
 
تو تنها می توانی آخرین درمان من باشی
و بی شک دیگران بیهوده می جویند تسکینم
 
#محمدعلی_بهمنی#recoverypost
شهید احمدحاجیوند الیاسی اهل نماز اول وقت و نماز شب بود... یک روز چون مهمان داشتیم و همه خسته بودن همان اوایل شب خوابیدن.
احمد چون مانند مولایش امام علی(علیه السلام) کمک به مستضعفان را دوست داشت با کمک چند خیر دیگر شبانه برای یتیمان و ضعفا غذا و مصارف روزانه آنها را برایشان جمع آوری و بطوریکه کسی متوجه نشود به آنها تحویل میداد به همین خاطر دیر به خانه می آمد،
وقتی که آمد مشغول نماز شب خواندن شد که مهمان هایمان بیدار شدن، و همراه احمد به امید این
بندار و اصلان از درون کوچه‌ی مردم ، راه به‌سوی پهلوان بلخی گشودند . اما پهلوان بلخی ، همچنان بر کار و سخن خود استوار بود :
- او مهمان من است . من نمی‌توانم مهمانم را به شما بسپارمش !
- مهمان تو ؟! او اسیر من است !
- اسیر تو نیست بندار . من او را گرفته‌ام !
- او گروی پسر من است گودرز ! حرف حالیت نمی‌شود تو ؟!
- گروی پسرت را خودت باید می‌گرفتی بندار ! این مرد را من به خانه‌ام پناه داده‌ام .
- او در قلعه‌چمن ، در قلعه‌ی من ، اسیر شده گودرز . او مال من است . م
در برابر بعضی ها نمیتونم خود واقعیمو حفظ کنم!! شایدم این خود واقعیمه که اینجور وقتا بیشتر خودشو نشون میده! فقط اینو میدونم که مهمان باید مهمان باقی بمونه و احترامش دست خودش باشه :/ به مامانم میگه چاییت حاضره؟ مامانم میپرسه نه میخوای برات درست کنم؟! میگه نه چندساعت دیگه برام آماده کن!!!!
کتاب بیشعوریو دادم بخونه :)  
البته فکر نکنم کارساز باشه آخه هنوز دو ساعت نشده صفحه های آخرشه :/ چیزیم فهمیده به نظرتون؟!! حداقلش اینه وسط درس خوندنم هی حرف نمیز
نوشته‌های روی شن ها،مهمان اولین موج دریا هستند،
اما حکاکی‌های روی سنگ،مهمان همیشگی تاریخند ...
مانند دوستان خوبکه حک شدگان روی قلبند!و ماندگارانی ابدی ...
تقدیم به دوستان همیشه خوبمسپاس از همراهی شما
 
قوی باش و نترس...
هرگـاه بترسی، شکست می‌خوری.ترس از تنگدستی، ترس از شکست، ترس از دست دادن!ترس هیچ قـدرتی برایـت به جـا نمی‌گذارد!وقتی هراسانی، آن‌چه که از آن بیم داری را به سوی خود می‌کشانی…آن‌قدر قوی باش تا هر روز با زندگی روبه رو شوی…
زن
دیشب با هفت نفر از دوستان یک دورهمی خودمانی داشتیم. اگر خستگی ناشی از به تنهایی تمیز کردن یک خانه و سرخ کردن 35 کوکو زیر برق افتاب ساعت سه بعد از ظهر را نادیده بگیریم، بله به من هم بسیار خوش گذشت. اگر گلی مدام حرف‌های آزاردهنده نمی‌زد بهتر بود ولی خب. ما همیشه در بهترین وضعیت ممکن قرار نداریم.
تنهایی که این روزها نه تنها دختران و زنان جامعه را فرا گرفته است، که مردان نیز به آن مبتلایند؛ و گریزگاهی که تنها رفتن به سوی تنهایی دیگر است که گاه اشتباهی، به جای برون آمدن از تنهایی، در آغوش تنهایی تنهاتری فرو می‌روند.
انتشار: پیام‌خبر (یادداشت) - پیام‌خبر (عکس) - روزنامه افسانه مورخ 30 آذر 1398 و 28 آذر 1398 صفحه 9 - روزنامه شیرازنوین شماره 881 مورخ 3 دی 1398 صفحه 5 - تئاترفارس(یادداشت) -
ادامه مطلب
عصر یک مهمان کوچولو دارم
5 سالشه
برای مادرو پدرش کاری پیش اومده
مادربزرگ و پدربزرگ مادریش مسافرت هستن
مادربزرگ و پدربزرگ پدریش کار دارن
و وقتی گفتن بهش حق انتخاب داری بین خاله و دایی
گریه کرده که نمیرم و میرم پیش خاله فلانی که من باشم
البته من خاله واقعیش نیستم
چون اصلا خواهر ندارم
مادرش باهام حرف زد منم قبول کرد
من هیچ نسبت نزدیکی باهاشوت ندارم یکم برام عجیبه
معمولا وقتی بچه ها پیشم می ان میگن باهامون بازی کن میگم کار دارم
دو تا سطل عروسک پ
۱- سالن دارای مکان مناسبی باشد
مکان سالنی که می خواهید انتخاب کنید بسیار اهمیت دارد. شما باید ابتدا در شهر به مکان هایی بروید که تالارها دارای پراکندگی مناسب باشند. این سالن باید برای تمامی مهمان های شما در دسترس باشد تا مهمان های شما به راحتی بتوانند به آن تشریف بیاورند.
۲- ظرفیت سالن پذیرایی
موضوع دومی که اهمیت پیدا می کند، ظرفیت سالن می باشد. وسعت و بزرگی سالن بسیار با اهمیت است. شما باید بدانید برای چند نفر مهمان می خواهید تالار رزرو کنید
پیشنهاد آشپزی آخر هفته با منوی ژاپنی
سالاد ژاپنی و نودل چو مین و بیسکویت چای سبز منوی ژاپنی خوشمزه ای را تشکیل می دهند و اگر شما تمایل دارید در آخر هفته اعضای خانواده و مهمان هایتان را سوپرایز کنید بهتر است این منوی غذایی را تهیه کنید.
 
دستور تهیه سالاد ژاپنی پیش غذای سالم
سالاد از انواع پیش غذاهای سالم و پرطرفدار است و اگر شما تمایل دارید برای پذیرایی از مهمان هایتان پیش غذایی ساده را تهیه نمایید بهتر است از طرز تهیه سالاد ژاپنی غافل نشوید.
متاسفانه با خبر شدیم شیخ مجلسمان استاد قاسمی در نجف اشرف در ایام اربعین مولایمان حسین بن علی علیه السلام جان به جان آفرین تسلیم نمودند.
 
خداوند صبر به همسر وفرزندانشان دهد.
 
ان شالله سر سفره امیرالمومنین علیه السلام مهمان باشند.
 
خوش به سعادتشان
 
الهم عجل لولیک الفرج
بعد از نماز صبح و قبل از طلوع آفتاب، افتادن به راه و رفتن، دور...
بعد اون مهمان های عزیز، همسر رفت
آخرین نفر هم داداش بود که رفت
حس کسی رو داشتم که توی قبر گذاشتندش و دارن او رو با خودش و حساب کتابش تنها می ذارن
غربت یه جورایی تمرین جان کندن باشه شاید...
توفیق اجباری به ترک تعلقات...
...
...
...
هیچی دیگه! 
حرفی برای نوشتن نداشتم گفتم کمی با هم سکوت کنیم و گوش فرا دهیم به فرمایشات گوهربار و شخصی ذهن مان! :)
...
...
...
...
این سه نقطه ها ذهنیات سانسور شده ی من است. الحق سانسورچی خوبی هستم. 
مطمئنم وقتی اسم سانسور وسط می آید همه فکر ها می رود توی تختخواب و پایین تنه. ولی این طور ها هم نیست. ما آدم ها دوست داریم دیگران این فکر را در مورد حرف های قورت داده مان بکنند. ولی واقعیت چیز دیگری است. 
من با صداقت بهتون میگم که فکرهایم در همین لحظه مرب
شامگاه پنجشنبه 21 اردیبهشت 96 برنامه دورهمی با اجرای مهران مدیری ساعت 21 روی آنتن شبکه نسیم رفت. مهران مدیری برنامه را با موضوع بهداشت و سلامت آغاز کرد.
رویا تیموریان بازیگر خوب کشورمان مهمان برنامه دورهمی بود. رویا تیموریان بعد از سلام و احوال پرسی از مهران مدیری و برنامه دورهمی تقدیر و تشکر کرد.
مهران مدیری اولین سوالش اینگونه مطرح کرد ، در بچگی شیطون بودید و الان خیلی آروم شده اید؟ رویا تیموریان گفت :بله در بچگی خیلی شیطون بودم و کارهایی
شاید این حالت در نظرتان بامزه باشد اما حیوان خانگی تان را تشویق بـه نشستن روی لپ‎تاپ تان نکنید. گرمای وسایل در حال کار، گربه ها رابا خود جذب می‌کند اما بـه انها اجازه ندهید روی دستگاه تان دراز بکشند چون مو های گربه میتواند وارد سیستم فن لپ‎تاپ شود.
اینکار ممکن اسـت در نهایت باعث گرم شدن بیش از اندازۀ لپتاپ شود و آنرا از کار بیندازد. هم چنین از خوردن غذا در مقابل لپتاپ خودداری کنید. هر تکه ای از غذا کـه بـه داخل کیبورد لپ‎تاپ برود در نهایت با
زمانی می‌رسد که کسی درِ دنیایت را خواهد زد، شاید در تاریکی، وقتی تکه‌ی شکسته‌ی دنیای‌ خودش را در دست گرفته و خیلی ناامید، خیلی مستاصل می‌گردد، شعله‌ی کوچکی از پنجره‌ی دنیایت او را به سمت خودش می‌کشد، با تکه‌ی در دستش می‌آید و کمی پشت پنجره می‌نشیند و نگاهش را مهمان ناخوانده‌ی این دنیای کوچک می‌کند، می‌بیند، نشسته‌ای روی تاب، خرس‌ت را روی زانو نشانده و برایش شعر می‌خوانی، غرق تو شده، چیزهای یافته، می‌گوید، چه بوی آشنایی می‌دهد

تبلیغات

محل تبلیغات شما
موسسه خیریه سگال

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

پروتاگونیست Design and photography سایبرگایز وبلاگی حاوی مطالب درمانی روزانه های حیدرشاه ایماب شاپ طرح من سایت مرجع دانلود پایان نامه - تحقیق - پروژه دانش the stars of heaven